خرید بک لینک
روزهای اخر سال هستشانگار یه زنجیر سنگین به پام وصلهحس میکنم دارم جون میکنم که تموم شن این روزااز اون ور با خودم میگم زندگی همین لحظه هایی که داره میرهاما واقعا خستَم ،خیلی خستمحس میکنم همه زندگی رو همش دویدم تا خانواده ام در ارامش باشنداما تهش چیزی که از من مونده خیلی تنهاتر و داغونتر از چیزی هستش که برایاین روزهام تصور میکردمنمیگم نا امیدم ،نه،چون حق نا امید شدن ندارم چون میبینم خیلی ها ممکنهحسرت ثانیه های من رو بخورنوقتی میبینم هموطنم مجبوره روی خاک بخوابهوقتی میبینم حتی جایی نیست که بتونه اسمش خونه بزارهانقدر درد میبینم که وقتی یا درد خودم میفتم فقط غمگین میشماین غم ،ذاته منههمیشه با منههمیشه همدمم بودهبا همه درد هایی که داره اما عزیزه برامچون منه الان رو ساختهفقط دوست دارم حال همه خوب باشه همینارامش چقدر دست نیافتنی شده،همیشه فکر میکردم ارامش باید یه لحظه طولانی باشه و همیشگیاما فهمیدم ارامش تو لحظه های کوتاهیی که زندگی بهم میده تابرای روزهای سختر نبازمخدایا کمک یار همه ی بنده هات باشماه رمضون قشنگم هم داره شروع میشه،میخوام بعد سالها نتونستن امسال روزه بگیرم،باشد که بتوانم و حالم قشنگتر بشه

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: چهارشنبه 23 اسفند 1402 ساعت: 11:58

بهمن هم داره تموم میشهواقعا یک ماه بیشتر نمونده به تموم شدن سال ۴۰۲شروع سال همراه بود با یه تصمیم که همه مخالفش بودن اماخودم از ته وجود بهش ایمان داشتم و عملیش کردم و الان کهنتیجه این تصمیم بقیه دارند میبینند همه عملا میگن چقدر کار خوبی کردیروی تصمیمت موندی و آفرین به پشتکارتواقعا تصمیم سخت و مسیر سختری داشت اما خوشحالم از پسش بر اومدمالانه خودم رو خیلی بیشتر دوست دارماویل سال که از درد شبا فقط گریه میکردم میگفتم میتونم ،طاقت میارم،میسازمو از این بابت واقعا به خودم میگن افرین دختر تونستی:)روزهای سختی هستش این مدت ،هم کاری هم روحیفقط میگم خدایا تو که همیشه حواست به من هستاین روزها بیشتر هوای این بنده ی کوچیکت داشته باشبدجور نیاز دارم به لطفشحالم گاهی خیلی خوبهگاهی انقدر بد که فقط مرگ میخواماما تهش با همه عصبی بودن و گریه کردن میگم خدایا توبه حرف من گوش نکن من الان حالم خوب نیستتو فقط راه بهتر نشونم بدهاز اینکه کلاس موشن گرافیک هم میرم خوشحالمبا اینکه همه ی ظهر و عصر جمعهباید کلاس باشم اما بودنش برام خیلی خوبهامسال نقاشی بوم هم کلا ۴ تا کشیدم و خب این خیلی خوبهتو کلاسم هم تعریف نباشه استعداد و هنرم زیادی قشنگهسعی میکنم کوه برم البته تو زمستون دوست ندارم هواش روخدا جون حواست باشه بهم بیشتر لطفااخرش همه چی تموم میشه فقط شاید یه خاطره کمرنگ ازم بمونه

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 16:59

گاهی فکر میکنم چقدر خوبه اینجا هستبرای نوشتن های هرزگاهیالان اوایل اسفند ۴۰۲ هستش ومنم این هفته این جاده رو بالای ۴-۵ بار رفتم اومدمدوست دارم حالم بهتر باشهبیشتر بخندمهمینحس میکنم توقع ام از زندگی خیلی کم شدههمین که نفسی میاد شاید یعنی همه چیز خوبهدو-سه هفته گذشته از بد مریضی یه انفولانزا گرفتم کهواقعا سخت بود و هی گفتم حواست باشه خوب شدیبه خودت بگو سلامتی واقعا چقدر قشنگهمادر بزرگمم بالاخره پاش عمل کرد امیدوارم زودتر خوب شه بره سر خونه اشچون اونجا خوشحالترهدوست دارم عشق رو تجربه کنمیه عشق قشنگتا حالا عاشق نشدم و خب واقعا حسودیم میشه به عشاق هادوست داشتن تجربه کردمم و برام زیبا بوده اما عشق نهمن سراسر از عشق و محبتم،میدونم انقدر درونم پر از این حس های قشنگ هستکه گاهی به خدا میگم حیفه خرج هر کسی بشه لطفا خوبش سوا کن بفرست تو راهمو میدونم بودن و داشتن همراهی که حالت خوب کنه چقدر زندگیت زیباتر میکنهتنهایی رو بلدم خیلی ساله اما دوست ندارم تنها باشم دیگهدوست دارم حال خودم دلم خانوده ام قشنگتر و شاد تر باشهراستی برای اولین بار برای حدود ۵۰ نفر مهمون غذا درست کردم و واقعا پر از چالش بودهر چند دست تنها نبودم و خواهرمم بود اما واقعا مهمونی سخته و خب خوبه که سالی یه بار فقط باشهبه رسم هر سال بچه ها اخرین ۵شنبه سال میرن کهریزک،سال پیش که تازه عملم تموم شده بود و قسمت نشدبرم امیدوارم امسال بتونم چون قشنگه این رسمسال هم داره تموم میشه با همه سختی هاشکاش حال دل کل مردم کشورم خوب باشه

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 16:59

واقعا خستم از ادامه دادن

از تلاش کردن

واقعا بریدم دیگه

اونم برای منی که این همه سال فقط یاد گرفتم تلاش کنم بهتر خودم باشم

خستم ایزد

امید کجاست

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1402 ساعت: 13:56

دردهای درون وجودت هستنکه خیلی عمیقنسنگیننباهاشون زندگی کردن سختهاما یه جایییه نقطه از زندگیت میبینی با همون دردها داری میری جلوداری تلاش میکنی برای رشد کردنبرای بهترین نسخه خودتیه جاهایی واقعا خسته میشی از ادامه دادنمیکشی کناراما بعدش دوباره بلند میشیچون میدونی این حق توه هستش که برای خودتبهترین ها رو بسازیاینها خلاصه این روزهای منهخستم خیلی اما دارم ادامه میدم با همه سختی شچون میخوام بعد ها حسرت نمونه برامخدایا میدونم همیشه و همه جا حواست بهم بودهحتی وقتی ازت گله و شکایت کردمازت ممنونم خدایا واقعا ممنونم که همیشه هستی برام

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 14:06

فقط میتونم بگم خدایا شکرت۱۹ ام که میرفتم عمل اصلا به بعدش فکر نمیکردم تا کمتر استرس بگیرماما الان به خودم میگم افرین دختردقیقا فردا میشه یک ماه از عملمحالم خیلی بهترهبا همه ی درد ها و سختی های که کشیدم این مدت کوتاهاما ته دلم میدونم حالم خوبه و خوبتر هم میشهاز خودم تشکر میکنم که با اینکه مخالف این راه بودن اما انجامش دادم چون امید داشتم و دارمواقعا تو یکی از قوی ترین روح های این دنیا هستی تمناشکرت خدایا

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1402 ساعت: 23:13

میگذرم از روزهایی که سخت هستند اما تلاش میکنم برای بهتر شدن ان

شکرت که همیشه هستی با من.

بماند به یادگار از روزهای اخر فروردینی که سرنوشت ساز من بوده است

امید دارم سالی پر از خیر برکت و حال خوب باشد برای تمام مردم سرزمینم

.........

آن لعل، در آبگینهی ساده بیار

و آن محرم و مونسِ هر آزاده بیار

چون میدانی که مدتِ عالمِ خاک

باد است که زود بگذرد باده بیار

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1402 ساعت: 23:13

صفحه بندی